skip to Main Content

حاصل دسترنج دانشمندان ایرانی در معرض بی مهری

یادداشتی از دکتر بابک ناخدا در پاسخ به مطلب منتشر شده در روزنامه ملت ما مورخ5/8/89 با عنوان" تراریخته ها دشمنان تنوع زیستی و قاتلان شهروندان" منتشر شده است که از نظر مخاطبان محترم می‌گذرد.

حاصل دسترنج دانشمندان ایرانی در معرض بی مهری
دیدن مطلبی تحت عنوان “تراریخته‌ها دشمنان تنوع زیستی و قاتلان شهروندان” در یکی از روزنامه‌های کشور که از قضا مدیر مسئول آن خود نیز یک بیوتکنولوژیست است و باید بسیار حساس‌تر و علمی‌تر از روزنامه‌نگاران عادی با این قضیه برخورد کند اینجانب را که سالیان متمادی در داخل و خارج از کشور با این رشته علمی آشنایی دارم بر آن داشت تا توضیحاتی را در این رابطه به عرض خوانندگان محترم برسانم.
البته قصد نگارنده از این نوشتار پاسخگویی به روزنامه‌نگار جوان و جویای نامی نیست که به سفارش و از روی ناآگاهی مطالبی را بدون مطالعه و تحقیق پیرامون آن به رشته تحریر در آورده است، بلکه روی سخن من با کسانی است که از روی آگاهی و با دید جناحی و در نظر گرفتن منافع زودگذر خود سفارش چنین کارهایی را می‌دهند. کسانی که دانسته به منافع کشور و مردم فهیم آن خیانت کرده و تیشه به ریشه علم و تکنولوژی در این کشور می‌زنند.
امروزه در عصر ارتباطات و اطلاعات و به مدد اینترنت و سایر فناوری‌های اطلاع رسانی کمتر کسی است که چیزی در مورد مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی یا فناوری زیستی و توانمندی‌های خارق‌العاده آن نشنیده باشد. امروزه به استناد آمار رسمی قریب ۱۵۰ میلیون هکتار از اراضی جهان به کشت محصولات تراریخته و حاصل از مهندسی ژنتیک اختصاص دارد و هر ساله بر این میزان افزوده می‌شود. این در حالی است که از این تولیدات جهانی تراریخته هر ساله مقادیر معتنابهی به شکل دانه‌های روغنی خام یا فرآوری شده و یا سایر محصولات و تولیدات گیاهی به کشور وارد و مورد مصرف قرار می‌گیرد. خوشبختانه به همت دانشمندان فهیم و کاردان کشورمان هم اکنون این رشته تحصیلی در بسیاری از دانشگاه‌های کشور تدریس می‌شود و مراکز تحقیقاتی و پژوهشی متعددی در این زمینه مشغول فعالیت هستند. همچنین شرکت‌های مختلف دانش‌بنیان در زمینه‌های گوناگون این علم شکل گرفته‌اند و می‌رود که ایران در زمینه بیوتکنولوژی به یکی از قطب‌های مهم علمی جهان تبدیل شود. اما مشکل از آنجا شکل می‌گیرد که عده‌ای در داخل کشور با بیگانگان و دشمنان قسم خورده این مرز و بوم هم‌آوا شده و به بلندگوهای آن‌ها در داخل کشور تبدیل می‌شوند. این عده خواسته یا نا‌خواسته و از روی جهل و نا‌ آگاهی با ارایه اخبار غلط، غیر علمی و غیر مستدل، آب به آسیاب دشمن ریخته و با ایجاد رعب و وحشت در عامه مردم و مصرف کنندگان موجب فناوری‌هراسی شده و موجبات تشویش اذهان عمومی را فراهم می‌آورند. جالب اینجاست که بر این کار خود نام اطلاع رسانی مسئولانه هم می‌گذارند!
آیا ارائه اطلاعاتی نظیر انتقال صفات رذیله خوک‌ها و درنده خویی کوسه‌ها به انسان‌ها از طریق بیوتکنولوژی و یا نابودی و عقیم کردن جمعیت هدف با استفاده از گیاهان تراریخته به مقامات عالی‌رتبه کشور و درج تیترهایی همچون “محصولات ترانسژنیک همچنان قربانی می‌گیرند”، “تراریخته‌ها دشمنان تنوع زیستی و قاتلان شهروندان” و عناوینی از این دست، مسؤولانه است؟ آیا نباید با ارایه دهندگان این اطلاعات نادرست برخورد قانونی صورت گیرد؟ آیا با بحران غذایی و اقتصادی جاری و انفجار جمعیت در کشورهای در حال توسعه برای افزایش تولیدات کشاورزی و تأمین امنیت غذایی مردم و جامعه که به احتمال قوی در آینده توسط کشورهای پیشرفته و دشمنان کشور به عنوان حربه‌ای نظامی و سیاسی برای فشار به کشور و ملت به منظور به زانو در آوردن “جمعیت هدف” و به کرسی نشاندن اهداف پلید خود استفاده خواهد شد، راهی جز استفاده از تکنولوژی‌های نوین برای نیل به خودکفایی در تولید محصولات استراتژیک داریم؟ آیا با بحران آب و گرم شدن کره زمین و تغییرات وسیع آب و هوایی می‌توانیم و مجاز هستیم که چشم خود را بر پیشرفت تکنولوژیک در بخش کشاورزی ببندیم و به صرف دروغ پردازی برخی افراد مغرض و یا نادان آنها را نادیده بگیریم؟ چه کسی در آینده پاسخگوی این خیانت آشکار به این مرز و بوم و مردم شریف آن خواهد بود؟ ما مطمئن هستیم که ارایه اینگونه اطلاعات غلط با هدفی خاص و نه به قصد خدمت به کشور و مردم صورت می‌گیرد. در غیر این صورت با اندکی مطالعه بر هر کسی محرز خواهد شد که محصولات تراریخته نه تنها هیچگونه ضرری برای مصرف کننده در پی ندارد (یا حداقل ضرر آن تاکنون به اثبات نرسیده)، بلکه در بسیاری موارد سالم‌تر، مفیدتر و مغذی‌تر از محصولات غیر تراریخته هستند که بدون هیچ ارزیابی و نظارتی با مصرف بی‌رویه سموم و کودهای شیمیایی تولید می‌شوند و ثروت‌های بادآورده‌ای را نصیب شرکت‌های بزرگ چند ملیتی و مافیای سم و کود و بذر می‌کنند.  
لازم است از این سینه چاکان مدعی دروغین طرفداری از محیط زیست، تنوع زیستی و سلامت انسان‌ها پرسیده شود آیا به خود اندکی زحمت داده‌اند تا مقایسه مختصری در مورد صنایع و تکنولوژی‌های مورد استفاده در کشور از نظر میزان خسارت‌زا یا تهدید آمیز بودن آنها برای محیط زیست و سلامت انسان و دام داشته باشند؟ آیا بیوتکنولوژی برای محیط زیست و سلامت انسان و دام مضر و تهدید آمیز است یا سموم شیمیایی آفت کش و صدها صنایع آلاینده که روزانه صدها تن غبار و مواد سمی و آلاینده وارد محیط زیست می‌کنند؟ آیا هرگز آماری از تهدیدات زیست محیطی صنایع خودرو سازی، نفت و گاز و پتروشیمی، چرم و لاستیک، رنگ و رزین، ذوب فلزات، سیمان و مانند آن تهیه کرده‌اند؟ براستی کدامیک بیشتر مخرب و اثرگذار هستند؟ بیوتکنولوژی، که با تولید میکروارگانیسم‌های مفید مانند باکتری‌های نفت‌خوار و یا با تولید فیلترهای بیولوژیک با انواع آلودگی‌های محیط زیست مبارزه می‌کند یا سایر صنایع آلاینده؟ آیا اینان در سفر به حومه شهرها، دشت‌ها و درختان پوشیده از پلاستیک‌های رنگارنگ و بطری‌های آب و نوشابه را که تا صدها سال بدون تغییر در طبیعت باقی می‌مانند به چشم ندیده‌اند؟ آیا اینها برای محیط زیست و سلامت انسان و دام زیان‌بار هستند یا بیوتکنولوژی که با تولید پلاستیک‌های زیست-تخریب‌پذیر یا تجزیه شونده به دنبال یافتن راه‌های آلودگی‌زدایی و پاکسازی محیط زیست است؟ لازم به یادآوری است که حتی در این پروسه نیز تأکید بیوتکنولوژی بر مکانیزم‌های خود پالایی با استفاده از عوامل سازگار با محیط زیست است. آیا هیچ اندیشیده‌اید که دفن زباله در حومه شهرها و جنگل‌ها تا چه زمانی می‌تواند ادامه داشته باشد؟ آیا می‌دانید که پساب همین زباله‌های مدفون شده در عمق زمین، حیات بسیاری از موجودات خشکی‌زی و آب‌زی و حتی حیات انسان‌ها را تهدید می‌کند؟ هزاران هکتار از اراضی جنگلی این سرزمین و بسیاری درختان کهنسال به خاطر همین بی‌مبالاتی و دفن غیراصولی زباله در جنگل‌ها از بین رفته‌اند. آیا این تهدید آشکار تنوع زیستی نیست؟ حال اگر بیوتکنولوژی به مدد فناوری نوین با دستکاری ژنتیک و تولید باکتری‌های مفید به هضم بیولوژیک و تجزیه فیزیکی این زباله‌های مرگبار مبادرت ورزد و حتی از باقیمانده آن‌ها برای حاصل‌خیزی خاک‌ها به منظور اجتناب از مصرف کود‌های شیمیایی بهره گیرد، دشمن سلامت انسان‌ها و تنوع زیستی است؟
آیا شما تا به حال یکی از این قربانیان بیوتکنولوژی را به چشم خود دیده‌اید یا حتی سراغ دارید که این چنین جانبدارانه سنگ آن‌ها را به سینه می‌زنید؟ اگر شما فرق گزارش‌های صحیح و مستند علمی را از گزارش‌های فراوان جعلی که به سفارش شرکت‌های عظیم چند ملیتی و صهیونیست‌ها برای بازداشتن کشورهایی همچون ایران از دستیابی به علوم و فنون پیشرفته منتشر می‌شود تشخیص نمی‌دهید، این مشکل خودتان است؛ چرا آرامش روانی مردم را به بازی می‌گیرید؟ چندی پیش عکس‌هایی از بیماران مختلف پوستی را روی اینترنت منتشر و ادعا کرده بودند که این‌ها عوارض پوشیدن لباس‌هایی است که از پنبه‌های تراریخته بافته شده است! خوب این‌ها ادعاهایی است که هر فرد تحصیل کرده‌ای که اندکی با زیست شناسی آشنایی داشته باشد به واهی بودن آن‌ها پی می‌برد، ولی ممکن است مردم عادی را به وحشت بیاندازد.
حال حتی به فرض محال که حرف شما درست باشد و بیوتکنولوژی مضاری هم داشته باشد، آیا به صرف اینکه تولید خودرو ممکن است منجر به تصادف و مرگ افراد و آلودگی محیط زیست شود نباید آن را تولید کرد و باید این تکنولوژی را کنار گذاشت؟ آیا تا به حال به بقایای سموم دفع آفات نباتی و کودهای شیمیایی در محصولات کشاورزی و حتی آنتی بیوتیک‌ها در گوشت و مرغ مصرفی خود فکر کرده‌اید؟ آیا از آمار بسیار بالای سرطان دستگاه گوارش در شمال کشور در نتیجه آلودگی نیتراتی آب‌های زیر زمینی ناشی از مصرف بی رویه کودهای نیتراته خبر دارید؟
آیا بهره‌مندی تولید کنندگان و مافیای سم و کود از رانتهای بادآورده به ضرر ملک و ملت است یا استفاده از تکنولوژی‌های نوین در تولید گیاهانی که نیاز به مصرف سم و کود کمتری داشته و باعث حفظ سلامت محیط زیست و انسان و دام و آبزیان و جلوگیری از آلودگی آبهای سطحی و زیرزمینی و خاک‌ها می‌شوند؟ حداقل روزانه صدها گزارش منجر به جرح و فوت ناشی از تصادفات رانندگی و یا عیب و نقص فنی به دلیل عدم رعایت استاندارد‌های ایمنی در خودروها منتشر می‌شود؛ آیا تا به حال باوجود سطح وسیع زیر کشت محصولات تراریخته حتی یک مورد مرگ ناشی از مصرف این محصولات بطور رسمی گزارش شده است که شما چنین عنوانی را برای مطلب خود برگزیده‌اید؟
 
مسؤولیت اطلاع رسانی غلط و جهت‌دار به مردم با کیست؟ مسؤولیت دروغ‌پردازی و بازی با امنیت روانی جامعه با کیست؟ آیا این اکاذیب که سعی شده در قالب اطلاعات علمی به جامعه قبولانده شود مصداق بارز تشویش اذهان عمومی نیست؟ آیا هیچ مدرک و مستند علمی مستدلی برای این خیال‌بافی‌های علمی وجود دارد؟ چه کسی مسؤول و پاسخگوی عقب ماندگی تکنولوژیک کشور در زمینه کشاورزی خواهد بود؟
ترا به خدا و به آنچه اعتقاد دارید قدری بیاندیشید و با مسئولیت بنویسید…انتظار ما از سردبیر و مدیر مسئول این نشریه جز این بوده و هست.
دکتر بابک ناخدا

عضو هیئت علمی پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top
جستجو