skip to Main Content

تایید سلامت برنج تراریخته در معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری

دکتر حاجی محمدی رئیس مرکز تحقیقات سلامت و ایمنی غذا دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در این مصاحبه درباره آزمایشات سلامت برنج تراریخته در وزارت بهداشت می‌گوید.

تایید سلامت برنج تراریخته در معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری

به گزارش مرکز اطلاعات بیوتکنولوژی به نقل از خبرگزاری علم و فناوری یزد، تائید سلامت برنج تراریخته پس از واگذاری این امر به دانشگاه علوم پزشکی یزد و طراحی و اجرای مطالعات و آزمایشات لازم از سوی مرکز تحقیقات سلامت و ایمنی غذایی این دانشگاه موجب شد برخی رسانه‌ها با جعل و تقطیع در مصاحبه رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد مسئله را طور دیگری وانمود و آن را دستمایه جنجال سازی های رسانه‌ای نمایند.

دکتر بهادر حاجی محمدی رئیس مرکز تحقیقات سلامت و ایمنی غذا دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد است. مرکزی که سه سال از تاسیس آن می گذرد و اخیرا سلامت برنج تراریخته را تائید کرده است.

متن پیش رو حال گفتگوی مفصل خبرنگار به گزارش خبرگزاری علم و فناوری با وی در مورد مراحل تحقیق و تائید برنجج تراریخته است.

 

لطفا خودتان را معرفی کنید.

اینجانب دکتر بهادر حاجی محمدی بازرس انجمن علمی بهداشت و ایمنی مواد غذایی ایران، مدیر گروه بهداشت و ایمنی مواد غذایی و سرپرست مرکز تحقیقات سلامت و ایمنی غذا دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد هستم. در حال حاضر مسئولیت معاونت آموزشی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد و سرپرستی دوره کارشناسی ارشد بهداشت و ایمنی مواد غذایی در این دانشکده را بر عهده دارم. همچنین مدیر مسئول مجله علمی-پژوهشی Journal of Food Quality and Hazards Control هستم. تحصیلات دانشگاهی بنده در رشته های دکتری حرفه ای دامپزشکی، دکتری تخصصی بهداشت و کنترل مواد غذایی و فوق دکتری سم شناسی مواد غذایی بوده است.

 

 در مورد علت و زمان راه اندازی مرکز تحقیقات سلامت و ایمنی غذا توضیح بفرمائید.

مرکز تحقیقات سلامت و ایمنی غذا در خرداد سال ۱۳۹۳ مجوز تاسیس را از شورای پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد دریافت و بلافاصله آغاز به کار کرد و لذا اکنون حدود سه سال و نیم از شروع بکار این مرکز تحقیقات می‌گذرد. البته نام اولیه ای که برای این مرکز تحقیقات انتخاب شده بود، “مرکز تحقیقات تشخیص مولکولی مخاطرات مواد غذایی” بود که بعدها به “مرکز تحقیقات سلامت و ایمنی غذا” تغییر نام پیدا کرد. در آبان سال ۱۳۹۴ با حضور معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت (جناب آقای دکتر رضا ملک زاده)، استاندار یزد (جناب آقای دکتر سیدمحمد میرمحمدی) و برخی دیگر از مدیران نظام سلامت کشور این مرکز تحقیقات به طور رسمی افتتاح شد. هدف از تاسیس این مرکز تحقیقات این بوده که در حقیقت یک پایگاه تخصصی برای تحقیق با هدف ارتقای سلامت غذایی مردم ایران ایجاد شود. ضمنا برنامه راهبردی مرکز تحقیقات با عنوان “ارزیابی ایمنی محصولات کشاورزی سه گانه (سنتی، ارگانیک و تراریخته)” به تصویب رسید. چرا که خلاء وجود چنین مرکز تحقیقاتی در کشور احساس می شد و ضمناً شخص معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت نیز بر تشکیل و توسعه این مرکز تحقیقات تاکید داشتند و در خرداد سال ۱۳۹۵ نیز مجوز تاسیس مرکز در شورای گسترش وزارت بهداشت به تصویب رسید. به غیر از اینجانب به عنوان سرپرست مرکز، دکتر گیلدا اسلامی (معاون پژوهشی مرکز تحقیقات) و دکتر هنگامه زندی (معاون محترم امور آموزش در پژوهش مرکز تحقیقات) از اعضای هیات موسس اولیه این مرکز هستند.البته به طور ویژه دکتر محمدحسن احرامپوش به عنوان عضو عالی هیات موسس مرکز تحقیقات سلامت و ایمنی غذا و رئیس دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد همواره ما را از حمایت، راهنمایی و تجارب ارزنده خویش بهره مند کرده اند.

 

تحقیق بر روی برنج تراریخته چه زمانی آغاز شد؟ کیفیت این تحقیق و نتایج آزمایش ها چه بود؟ 

در تیر سال ۱۳۹۴ با تاسیس کمیته ایمنی مواد غذایی تراریخته به عنوان زیر مجموعه مرکز تحقیقات سلامت و ایمنی غذا دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، فعالیت های تحقیقاتی در حوزه سلامت محصولات تراریخته توسط اعضای این مرکز تحقیقات آغاز شد. در تابستان سال ۱۳۹۴ مطالعات کتابخانه ای در حوزه سنجش سلامت محصولات تراریخته آغاز شد و اقدامات اولیه برای نگارش یک گزارش مروری جامع پیرامون تحقیقات پیشین و همچنین یک طرح تحقیقاتی آزمایشگاهی مدون به منظور ارزیابی سلامت برنج تراریخته ایرانی صورت پذیرفت. علت انتخاب برنج تراریخته این بود که برنج، قوت غالب مردم ایران است و از طرفی فعلاً فقط فناوری تولید برنج تراریخته توسط محققان ایرانی به صورت بومی به دست آمده است.

در شهریور سال ۱۳۹۵ یک گزارش مروری با عنوان “ارزیابی ایمنی و سلامت تغذیه ای برنج تراریخته” توسط اینجانب، دکتر گیلدا اسلامی و دکتر هنگامه زندی منتشر شد؛ به استناد این گزارش مروری، در هیچ یک از تحقیقات منتشر شده در کلیه کشورهای جهان و همچنین یک مقاله منتشر شده در ایران، تاکنون هیچ اثر نامطلوب و یا سمی ناشی از مصرف برنج تراریخته در انواع حیوانات آزمایشگاهی شامل رت، موش، میمون، طیور و … دیده نشده است.

همچنین پروپوزال طرح تحقیقاتی ارزیابی اثر مصرف برنج تراریخته روی سلامت رت به تصویب ستاد توسعه زیست فناوری معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری رسید و سپس طی مراحل بعدی، کار عملیات آزمایشگاهی این طرح آغاز شد. سه مجری اصلی شامل اینجانب، دکتر گیلدا اسلامی و دکتر هنگامه زندی عهده دار هدایت این طرح تحقیقاتی بودند. اما با توجه به گستردگی ابعاد این طرح، مجریان اصلی طرح از یک تیم مجرب و متخصص مشاوران علمی مرکب از برخی از اعضاء هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد و نیز تعدادی از اساتید برجسته سایر دانشگاه های کشور بهره بردند. این تحقیق در دو فاز جداگانه انجام شده است. در فاز یک آزمایشات، شاخص هایی نظیر علایم رفتاری و حرکتی، پارامتر های سلامت عمومی، ویژگی های مورفولوژیک و مورفومتریک، نرخ رشد، نرخ مرگ و میر، نرخ بروز تومور و … اندازه گیری شد و هیچگونه اثر سوء و نامطلوب و هیچ عارضه ای روی سلامت حیوانات تغذیه شده با برنج تراریخته دیده نشد. فاز دو در دست تکمیل است و در آینده نزدیک نتایج فاز دو اعلام خواهد شد. البته باید تاکید شود به عنوان یک اصل بنیادین در عرصه تحقیقات در کلیه علوم بشری، اساساً یک محقق فقط نتیجه تحقیق خود را اعلام می کند و تصمیم گیری و سیاستگذاری در خصوص نتایج یک تحقیق به هیچ عنوان در حیطه کاری و اساساً در حوزه وظایف یک فرد محقق نیست. در همین راستا، محققانِ تحقیق حاضر نیز ضمن اعلام صرف نتایج فاز یک تحقیق خود مبنی بر عدم مشاهده هیچگونه عارضه سوء و یا مضر روی سلامت رت های تغذیه شده با برنج تراریخته، از اظهار نظر درباره سیاستگذاری های کلان کشور در باب تایید یا رد تولید و مصرف برنج تراریخته پرهیز می کنند.

نتایج این تحقیقات به تائید کدام نهاد، ارگان و یا نشریه معتبر رسیده است؟

گزارشات تحقیق به معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری ارسال شد و به تایید رسید.

یکی از شائبه ها در مورد محصولات تراریخته منع استفاده از این محصولات در کشورهای مبدا است. به نظر شما علت عدم استفاده تولیدکنندگان محصولات تراریخته از تولیدات خودشان چیست؟

البته این گزاره به هیچ وجه عمومیت ندارد و فقط تعداد انگشت شماری از کشورهای جهان هستند که محصولات تراریخته را تولید می کنند اما خودشان مصرف نمی کنند. در تکمیل این نکته باید اضافه کنم که تعدادی از کشورها نیز وجود دارند که در آنها نه فقط مصرف محصولات تراریخته، بلکه تولید و کشت آنها نیز ممنوع است. ارائه دلایل احتمالی این رویکرد ها در برخی کشورهای جهان به تشریح کامل موضوع و بیان توضیحات مبسوطی نیاز دارد که در ادامه اشاره خواهم کرد و تلاش می کنم به عنوان جمع بندی به این سوال پاسخ روشنی ارائه کنم.

ابتدا باید اشاره شود که به طور کلی غرض از تولید و توسعه فناوری های ساخت بشر (چه فناوری تراریخته و چه فناوری های صنعتی نظیر اتوموبیل، تلفن همراه و …) افزایش رفاه نوع بشر است و البته در عین حال هر یک ملاحظات و الزاماتی دارند. بدین معنا که این محصولات فناورانه اگر بطور صحیح و تحت نظارت کامل و دقیق تولید نشوند و یا به قاعده و اصولی استفاده نشوند، ممکن است مضرات و تبعاتی داشته باشند. باید توجه داشت که زیان های ناشی از بی اعتنایی به ملاحظات یک فناوری فقط منحصر به فناوری تراریخته نیست، بلکه بی توجهی به ملاحظات و قواعد بهره گیری از هر یک از فناوری های ساخت بشر، مایه خسران است. به طور مثال، همچنانکه سلاح های گرم امنیت اجتماعی را افزایش داده و در دفاع از جان و مال و ناموس کشور در برابر بیگانگان نقش بی بدیلی دارند، اما بکارگیری غیر اصولی از آنها (به عنوان مثال در یک سرقت مسلحانه) منجر به ایجاد ناامنی می شود. به همین منوال، انواع آنتی بیوتیک ها نظیر آموکسی سیلین، اریترومایسین، سفوروکسیم و … به طور ذاتی ترکیباتی سمی هستند، اما همین سموم در طول یک قرن گذشته جان میلیون ها انسان در جهان را نجات داده اند؛ در عین حال، زیاده روی در مصرف آنتی بیوتیک ها منجر به ایجاد عوارض نامطلوب سمی در بدن و نیز بروز مقاومت آنتی بیوتیکی خواهد شد. لذا نتیجه می گیریم که مضرات احتمالی ناشی از بی توجهی به ملاحظات و الزامات یک فناوری، نافی ضرورت بهره گیری از آن فناوری نیست. کما اینکه برق به عنوان یکی از ممتاز ترین و بدیع ترین اختراعات بشری، سالیانه منجر به برق گرفتگی و جراحت و حتی مرگ چندین نفر از هموطنان ما و سایر مردم جهان می شود که به علت بی احتیاطی در رعایت ملاحظات این فناوری رخ می دهد. با این تفاسیر، قطعا ممنوعیت و منع مطلق استفاده از برق در کشور راهکار منطقی و صحیحی برای پیشگیری از خطرات برق گرفتگی نیست و این رویکرد فرضی در این مثال، مصداقی از پاک کردن صورت مسئله است. به عقیده اینجانب این استدلال در مورد اکثر فناوری های ساخت بشر از جمله فناوری تراریخته صادق است.

اکنون به بحث محصولات تراریخته برگردیم. ابتدا باید روشن شود که اصولا چه نیازی به استفاده از فناوری تولید محصولات غذایی تراریخته است و اساسا چه استدلالی برای توسعه این فناوری وجود دارد. جمعیت دنیا در حال افزایش بوده و وسعت زمین های کشاورزی محدود است. از سوی دیگر، بحران کم آبی ظرفیت کشت محصولات غذایی و به طور کلی تامین امنیت غذایی جوامع بشری را کاهش داده است که این موضوع در دراز مدت فقر غذایی و سوء تغذیه را به همراه دارد. فناوری تراریخته با هدف افزایش تولیدات غذایی و کاهش فقر غذایی در جهان توسعه یافته است. به علاوه، استفاده صحیح از این فناوری می تواند موجب کاهش نیاز به سموم شیمیایی و بعضاً کاهش نیاز به مصرف آب در زمین های کشاورزی می شود که مجموع این موارد انگیزه پژوهشگران برای تحقیق و توسعه در این حوزه علمی را افزایش داده است. از طرف دیگر باید توجه شود که محصولات تراریخته نه یک بلای طبیعی و ناخواسته، بلکه حاصل کار محققان رشته بیوتکنولوژی مواد غذایی است که یکی از رشته های تحصیلی در بسیاری از دانشگاه های جهان بوده که به طور بین رشته ای تعریف شده است. لذا نادیده گرفتن کلیت دانش و فناوری تراریخته منطقی به نظر نمی‌رسد و طبیعتاً ممنوعیت خودخواسته هر فناوری باید دلیل قانع کننده‌ای داشته باشد که تا کنون شواهدی در مورد برنج تراریخته منتشر نشده است. این مطلب با اصل احتیاط در زمینه سلامت انسان در تضاد نیست و قطعا باید همیشه در این‌باره هشیار بود. اما احتیاط به مفهوم پاک کردن صورت مسئله و حذف فناوری، امری ناروا است که اگر اینگونه بود صنایع غذایی مدرن و پیشرفته به شکل امروزی هیچگاه وجود نداشته و همچنان در قالب فرایند های سنتی و قدیمی ادامه پیدا می کرد. کما اینکه فناوری غذای تراریخته اولین موضوعی نیست که در مورد سلامت آن ملاحظاتی ابراز شده است و برخی از فناوری های غذایی دیگر نیز سابقاً با مقاومت هایی از سوی جوامع علمی و افکار عمومی روبرو شده اند؛ با اینحال بسیاری از این فناوری ها پس از گذشت زمان به طور گسترده مورد پذیرش همگان قرار گرفتند و اکنون استفاده می شوند که مثال بارز آن فناوری پرتودهی مواد غذایی است. در مورد فناوری پرتودهی باید اشاره کنم که این فناوری در نابودی طیف وسیعی از انواع مخاطرات بیولوژیکی مواد غذایی از جمله باکتری­ها، انگل­ها و قارچ­ها مؤثر است و امروزه به منظور ارتقاء ایمنی بسیاری از انواع مواد غذایی بکار گرفته­ می­شود. اما همین فناوری پرتودهی تا سالیان طولانی در برخی از کشورها (به دلیل شبهاتی در مورد سرطان زا بودن آن) غیر مجاز و ممنوع بود و حتی تولید کنندگان محصولات پرتودهی شده ملزم به درج لوگوی پرتودهی بر روی محصولات خود شدند. البته فناوری پرتودهی نیز همانند سایر فناوری های ساخت بشر از جمله فناوری تراریخته الزامات و ملاحظاتی دارد که باید مورد توجه قرار گیرند. چرا که نمی توان در اینباره حکم کلی صادر کرد. بلکه باید آزمایشات جامع و دقیقی روی هر محصول تراریخته نوظهور انجام شود و فقط پس از تایید آزمایشات سنجش سلامت، می توان مجوز کشت و تولید محصولات تراریخته را صادر کرد.

در حال حاضر محصولات کشاورزی در جهان به سه روش رایج، ارگانیک و تراریخته تولید می شوند. از بین این سه روش، کشت ارگانیک ارجح است و قطعا همه مسئولان و دست اندرکاران کشور باید نهایت تلاش خود را در جهت توسعه کشت ارگانیک در ایران انجام دهند. اما واقعیت آن است که کشت محصولات ارگانیک بازدهی بسیار کمی دارد و قیمت تمام شده آنها گران است. بطوریکه اکثریت مردم قادر به خرید روزانه و مصرف مداوم محصولات ارگانیک نیستند. روشن است که در شرایطی که برخی از مردم در ایران و جهان حتی در تهیه محصولات کشاورزی رایج و سنتی نیز در مضیقه مالی بوده و بعضا دچار فقر غذایی هستند، تاکید صرف و توصیه مکرر به مصرف محصولات گرانقیمتی چون محصولات ارگانیک جایز نیست. از سوی دیگر، از آنجا که در برخی از کشورهای پرجمعیت جهان سوم نظیر کشور ما وسعت زمین های کشاورزی محدود است، تخصیص زمین های کشاورزی به کشت ارگانیک به هیچ وجه جوابگوی نیازهای غذایی جمعیت کشور ما نیست و در نهایت با توجه به پایین بودن راندمان تولید محصولات ارگانیک، موجب وابستگی ما به واردات محصولات کشاورزی از کشورهای بیگانه می شود که بدیهی است افزایش واردات با سیاست های اقتصاد مقاومتی سازگار نیست. از طرفی اگر زیرساخت ها و الزامات مورد نیاز برای کشت ارگانیک به طور کامل مهیا نباشد، احتمال آلودگی محصولات ارگانیک به یک نوع سم سرطان زا بنام آفلاتوکسین وجود دارد. همچنین در نبود نظارت های کافی، زمینه برای برخی از سودجویی ها و تقلب در محصولات ارگانیک فراهم می شود. با این وضع، در کشورهای جهان سوم با توجه به محدودیت مزارع قابل کشت، بحران کم آبی، قدرت اقتصادی محدود، جمعیت انسانی زیاد و چالش تامین امنیت غذایی، از سایر روش های کشت نظیر کشت تراریخته برای تامین غذای کافی می توان بهره برد. چرا که هدف از فناوری تراریخته افزایش حجم تولید و استفاده کمتر از سموم کشاورزی است. البته مجددا تاکید می شود قطعا باید ایمنی محصولات تراریخته نوظهور قبل از صدور مجوز کشت و مصرف ارزیابی شود و تساهل و تسامح در این زمینه به هیچ وجه جایز نیست.

مجددا به پرسش مطرح شده، بر می گردیم. اجازه بدهید با ذکر مثالی در این زمینه بحث را تبیین کنم. بنده در جایی خواندم که کشور سوئیس مصرف محصولات تراریخته را ممنوع کرده است. با فرض صحت این خبر، باید اشاره کنیم که در یک کشور توسعه یافته، مرفه و با قدرت اقتصادی بالا نظیر سوئیس، امنیت غذایی در بالاترین حد ممکن قرار دارد و با توجه به جمعیت اندک این کشور حتی ممکن است زمین های کشاورزی کافی برای کشت محصولات ارگانیک وجود داشته باشد و طبیعتاً در چنین شرایطی ضرورتی به استفاده از محصولات تراریخته نیست. زیرا هنگامی که نیازهای غذایی مردم یک کشور توسط روش های سنتی نیز در حد ایده آل قابل تامین است، قطعا دلیلی وجود ندارد تا از سایر روش های فناورانه از جمله کشت تراریخته احتیاجات غذایی مردم تامین شود. به همین دلیل چنین کشوری وقت و انرژی پژوهشگران و دست اندرکاران اجرایی و نیز هزینه تحقیقات خود را صرف مراحل نظارت و پایش ملاحظات محصولات تراریخته نمی کند و لذا ممنوعیت محصولات تراریخته در کشوری نظیر سوئیس جای شگفتی ندارد. در همین راستا لزومی ندارد که کشوری مثل سوئیس فشار روانی وارده از سوی بعضی از گروه های مخالف تراریخته و بخشی از افکار عمومی را متحمل شود. در اینجا یک سوال مطرح است و اینکه اساساً چرا باید یک کشور در حال توسعه نظیر ایران با کشورهای توسعه یافته ای نظیر سوئیس و یا برخی از دیگر کشورهای مرفه اروپایی مقایسه شود؟ همچنانکه در خبرها خواندیم که چندی قبل مردم کشور سوئیس در یک رفراندوم شرکت کردند و اکثریت مطلق آنها با دریافت یارانه نقدی ماهیانه حدود ۲۵۰۰ دلار معادل ۹ میلیون تومان مخالفت کردند. آیا این وضعیت به کشور ما نیز قابل تعمیم است؟ آیا می توان بنده و یا سایر هموطنان محترم را به خاطر تمایل برای دریافت یارانه ماهیانه ۴۵ هزار تومان سرزنش کرد؟ پاسخ منفی است. زیرا شرایط دو کشور کاملا متفاوت است و قیاسی است مع الفارق. در مثالی دیگر، اتوموبیلی که اکنون بنده استفاده می کنم ساخت یکی از کارخانجات خودروسازی داخلی است. احتمالا خودروی بنده و برخی از خودروهای تولید ایران، در یک کشور پیشرفته اروپایی مثل سوئیس یا آلمان غیر ایمن تلقی می شوند. حال، باید کارخانه خودروسازی در ایران را تعطیل کرده و به واردات خودرو از خارج روی بیاوریم؟ یا با این استدلال که خودروهای داخلی استانداردهای خودروهای کشورهای پیشرفته اروپایی را ندارند، تردد هرگونه خودروی داخلی در خیابان های کشور را ممنوع اعلام کنیم؟ قطعا چنین کاری ممکن و معقول نیست. می خواهم عرض کنم که مقوله ایمنی از جمله ایمنی غذا یک مفهوم نسبی است و نه مطلق و ابعاد گوناگونی دارد. می­توان عنوان کرد که سطوح و معیارهای تعیین شده برای استانداردهای ایمنی غذا، وابسته به سطح امنیت غذایی و در نگاهی کلان وابسته به شرایط اقتصادی هر یک از جوامع است. در نتیجه، توجه به ارتقاء ایمنی غذا نباید موجب متزلزل کردن سطح امنیت غذایی در جامعه شود؛ چرا که دو مفهوم ایمنی غذا و امنیت غذایی، لازم و ملزوم یکدیگرند. احتمال آن می رود که با ممنوعیت عام و مطلق کشت تراریخته، امنیت غذایی جامعه کاهش یابد. همانطور که مستحضرید در کشور ما اکنون اکثر روغن های خوراکی از محصولات تراریخته تهیه می شوند. اگر با یک حکم کلی محصولات تراریخته به طور عام ممنوع شوند، شاید یک قوطی روغن تا سه برابر افزایش پیدا کند و در آن هنگام بخشی از جامعه توان خرید را نخواهند داشت. البته باید اشاره شود که روغن های تراریخته کنونی در بازار ایران، با مجوز قانونی و کسب تاییدیه ایمنی از وزارت بهداشت تولید می شوند و قطعا آن دسته از محصولات تراریخته که فاقد مجوز تاییدیه ایمنی هستند، به هیچ عنوان نباید مصرف شوند مگر اینکه طی آزمایشات بعدی، ایمنی آنها محرز شود.

 

ممکن است سیاست در این زمینه خلاف نتایج علمی گام بردارد؟

زیست فناوری امروزه دیگر تبدیل به یک صنعت در عرصه اقتصاد کشاورزی شده است و گاهی سیاستمداران با انگیزه های سیاسی، اقتصادی و … تصمیماتی متنوعی را اتخاذ می کنند. کما اینکه شاهد هستیم که در یک کشور ممکن است در یک زمان مصرف محصولات تراریخته را مجاز اعلام کنند و سال بعد ممنوع کنند؛ و بالعکس ممکن است در یک کشوری در یک دوره مصرف محصولات تراریخته ممنوع باشد و سال بعد مجاز اعلام شود. حتی در کشور خودمان تا حدود دو سال پیش، هیچ کارخانه روغن کشی مجاز به استفاده از مواد خام تراریخته نبود اما از آن زمان به بعد، کارخانجات تولید روغن خوراکی مجاز شدند با درج عبارت تغییر ژنتیکی یافته روی قوطی روغن، از مواد خام تراریخته برای تولید روغن خوراکی استفاده کنند. تحلیل بنده این است که سیاستگذاران سلامت در کشور ما ایمنی روغن تراریخته را احراز کردند. حال اینکار باید در مورد سایر محصولات تراریخته نیز انجام شود و البته مواردی که سلامت آنها تایید نشود به هیچ وجه نباید تولید و یا وارد کشور شوند. بخشی از این موارد بیشتر به سیاستگذاری های مدیران ارشد کشور وابسته است تا مباحث علمی. در ایران نیز تولید یا واردات بر اساس سیاستگذاری کلان کشور انجام می شود. همانطور که در بخش قبلی اشاره کردم، بنده نوعی به عنوان معلم دانشگاه و یک محقق فقط حق اظهار نظر در مورد نتیجه تحقیقات خود در مورد ارزیابی ایمنی محصولات تراریخته را دارم که در بخش قبلی نتیجه فاز یک آزمایشات سنجش سلامت برنج تراریخته در مرکز تحقیقات سلامت و ایمنی غذا دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد را اعلام کردم. اما هر گونه تصمیم گیری در باب موافقت یا مخالفت با تولید و مصرف برنج تراریخته و یا اساساً هر محصول غذایی دیگر، مربوط به حوزه کاری و اختیارات و تخصص مدیران ارشد، مسئولان اجرایی و سیاستگذاران کلان کشور است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top
جستجو